تبلیغات
قرآن - آیا قرآن از هرگونه تحریف شده است‏

آیا قرآن از هرگونه تحریف شده است‏

جمعه 5 اردیبهشت 1393 02:44 ق.ظنویسنده : سهند سرداری

 
عدم تحریف قرآن‏
على‏رغم تبلیغات سوئى كه درباره شیعه مى‏شود، ما معتقدیم قرآنى كه امروز در دست ما و در دست همه مسلمانان است، عین آن قرآنى است كه بر پیامبر اكرم (صلى الله علیه وآله) نازل شده و حتّى یك كلمه اضافه و كم نشده است.
در كتاب‏هاى متعدّدى كه در تفسیر، اصول فقه و غیر آن داریم، این مسأله را به وضوح نوشته و با ادلّه عقلى و نقلى اثبات كرده ‏ایم.
ما معتقدیم به اجماع علماى مسلمین اعمّ از شیعه و اهل سنّت، چیزى بر قرآن افزوده نشده و اكثریّت قریب به اتّفاق محقّقان طرفین مى‏گویند، چیزى هم از آن كاسته نشده است.
افراد بسیار معدودى از هر دو گروه، معتقد به كاسته شدن چیزى از قرآن هستند كه سخنان آنها در میان دانشمندان معروف اسلام طرفدارى ندارد.

دو كتاب از دو گروه‏
از جمله آنها «ابن الخطیب» مصرى از اهل سنّت است كه كتاب «الفرقان فى تحریف القرآن» را نوشته كه در سال 1948 میلادى (1367 هجرى قمرى) انتشار یافت و دانشگاه الازهر به موقع متوجّه شد و نسخه‏هاى آن را جمع آورى و معدوم كرد، ولى تعدادى از آن به طور غیر قانونى به دست این و آن افتاد.
همچنین كتاب «فصل الخطاب فى تحریف كتاب ربّ الأرباب» به وسیله یكى از محدّثین شیعه به نام حاجى نورى نوشته شد و در سال 1291 هجرى قمرى به چاپ رسید و به مجرّد طبع، از سوى بزرگان حوزه علمیّه نجف اشرف مورد انكار قرار گرفت و دستور جمع آورى آن صادر شد و كتاب‏هاى متعدّدى در ردّ آن نوشته شد، از جمله بزرگانى كه بر كتاب فصل الخطاب ردّیّه نوشتند:
1- فقیه برجسته مرحوم شیخ محمود بن ابى القاسم، معروف به معرّب طهرانى (متوفّاى سال 1313) كه كتابى به نام «كشف الإرتیاب فى عدم تحریف الكتاب» نوشت.
2- مرحوم علّامه سیّد محمّد حسین شهرستانى (متوفّاى 1315) كتاب دیگرى به نام «حفظ الكتاب الشریف عن شبهة القول بالتحریف» در ردّ كتاب فصل الخطاب حاجى نورى نگاشت.
3- مرحوم علّامه بلاغى (متوفّاى 1352) از محقّقان حوزه علمیّه نجف نیز در اثر معروفش، كتاب «تفسیر آلاء الرّحمان» فصل قابل‏ ملاحظه‏اى در ردّ كتاب فصل الخطاب نگاشته است.
4- ما هم در كتاب «انوارالاصول» بحث بسیار مبسوطى درباره عدم تحریف قرآن مجید نگاشته و پاسخ دندان‏شكنى به شبهات فصل الخطاب داده‏ایم.
مرحوم حاجى نورى گرچه مرد عالمى بود ولى به گفته علّامه بلاغى بر روایات ضعیف تكیه مى‏كرد و خودش نیز بعد از انتشار كتاب مزبور نادم و پشیمان شد، و همه بزرگان حوزه علمیه نجف اشرف این كار را از اشتباهات روشن او خواندند.
جالب این كه بعد از انتشار كتاب فصل الخطاب حاجى نورى به قدرى از هر طرف هجوم به او شد كه ناچار شد رساله‏اى در دفاع از خود بنویسد كه منظور من عدم تحریف كتاب الله بوده است و از تعبیرات من برداشت سوء شده است.
مرحوم علامه سیّد هبة الدین شهرستانى مى‏گوید: هنگامى كه در سامرا بودم، مرحوم میرزاى شیرازى بزرگ آنجا را به مركز علم و دانش شیعه تبدیل كرده بود، در هر مجلسى وارد مى‏شدیم، فریاد و ضجّه بر ضد حاجى نورى و كتابش بلند بود و بعضى با كلمات بسیار زشت از او یاد مى‏كردند.
با این حال باز باید سخنان شیخ نورى را عقیده شیعه تلقى كرد؟
حال عدّه‏اى از متعصّبان وهّابى این كتاب (فصل الخطاب) را بهانه كرده و اصرار دارند مسأله تحریف قرآن را به شیعه نسبت دهند، در حالى كه:
1- اگر نگارش یك كتاب، دلیل بر اعتقاد شیعه به این امر شود، باید اعتقاد به تحریف را به علماى اهل سنّت نیز نسبت بدهیم، زیرا «ابن الخطیب مصرى» نیز كتاب «الفرقان فى تحریف القرآن» را نگاشته و اگر بیزارى علماى الأزهر از كتاب مزبور دلیل بر نفى محتواى آن باشد، مخالفت علماى نجف اشرف از نوشته‏هاى «فصل الخطاب» نیز دلیل بر این معناست.
2- در تفسیر «قرطبى» و «درّالمنثور» كه هر دو از تفاسیر معروف اهل سنّت است، از عایشه (همسر پیامبر (صلى الله علیه وآله)) نقل شده كه مى‏گوید: «انّها- اى سورة الأحزاب- كانت مأتى آیة فلم یبق منها إلّا ثلاث و سبعین!» «سوره احزاب 200 آیه بود كه از آن جز 73 آیه باقى نمانده است!».
از آن بالاتر در صحیح بخارى و صحیح مسلم نیز روایاتى دیده مى‏شود كه بوى تحریف مى‏دهد.
ولى ما هرگز به خود اجازه نمى‏دهیم كه قول به تحریف را به خاطریك نویسنده یا چند روایت ضعیف، به برادران اهل سنّت نسبت دهیم، آنها نیز نباید به خاطر كتاب یك نفر یا بعضى از احادیث ضعیف كه عموم بزرگان شیعه از آن بیزارند به شیعه نسبت دهند.
3- نوشته و روایات كتاب فصل الخطاب حاجى نورى عمدتاً از سه راوى گرفته شده كه یا فاسد المذهب یا دروغگو بوده‏اند یا مجهول الحال (احمد بن محمّد السیارى فاسد المذهب، على بن احمد كوفى كذّاب و أبى الجارود مجهول یا مردود). «1»
به خاطر خصومت فرقه‏اى تیشه بر ریشه اسلام نزنید
افرادى كه اصرار دارند شیعه را به عقیده تحریف كتاب الله متّهم كنند گویا توجّه ندارند كه به خاطر خصومت فرقه‏اى، تیشه بر ریشه اسلام مى‏زنند، زیرا بیگانگان مى‏گویند: عدم تحریف در میان مسلمانان مسلّم نیست، زیرا گروه عظیمى از آنها اعتقاد به تحریف قرآن دارند. ما به این برادران نصیحت مى‏كنیم به خاطر فرقه‏گرایى و خصومت‏هاى تعصّب‏آمیز، قلب اسلام یعنى قرآن را هدف قرار ندهید.
بیایید به اسلام و قرآن رحم كنید و این همه سخن از تحریف به میان نیاورید و بهانه به دست دشمن ندهید.
این تهمت و افترا به قدرى گسترده شده كه در یكى از سفرهاى‏ زیارت بیت الله (زیارت عمره) وزیر امور مذهبى عربستان را ملاقات كردیم و او از ما استقبال كرد ولى گفت: شنیده‏ام شما قرآنى غیر از قرآن ما دارید (سمعت أنّ لكم مصحفاً غیر مصحفنا!!).
گفتم امتحان این كار بسیار ساده است، شما شخصاً یا نماینده‏اى با ما بفرستید (به هزینه ما) به تهران باز مى‏گردیم، قرآن در تمام مساجد و خانه‏ها موجود است، هزاران مسجد در تهران وجود دارد و صدها هزار خانه، انتخاب مسجد و خانه را بر عهده نماینده شما مى‏گذاریم، در مى‏زنیم و قرآن را مطالبه مى‏كنیم، خواهید دید یك كلمه با سایر قرآن‏ها در بلاد مسلمین تفاوت ندارد؛ دانشمند بزرگى مثل شما نباید گرفتار این شایعات دروغین شود!
6- قاریان ما در بسیارى از مسابقات بین المللى قرائت قرآن، رتبه‏هاى اوّل را كسب كرده‏اند، و حافظان ما، به خصوص حافظان خردسال، اعجاب و تحسین بسیارى از كشورهاى اسلامى را برانگیخته‏اند.
هر سال هزاران نفر بر حافظان و قاریان ما افزوده مى‏شود و كلاس‏هاى حفظ، قرائت، تفسیر قرآن و دانشكده‏هاى علوم قرآنى، كشور پهناور ما را فرا گرفته، و اثبات تمام این برنامه‏ها با مشاهده از نزدیك، براى همه آسان است.
در تمام این موارد قرآنى جز همان قرآن معروف و معمول بین مسلمین جهان وجود ندارد و هیچ كس قرآنى جز آن نمى‏شناسد و در هیچ مجلس و محفلى سخنى از تحریف قرآن مطرح نیست.
دلایل عقلى و نقلى بر عدم تحریف‏
 ما معتقدیم دلایل عقلى و نقلى فراوانى دلالت بر عدم تحریف دارد، زیرا از یك سو قرآن مى‏گوید: « (إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ)؛ ما قرآن را نازل كردیم و حفظ آن را بر عهده داریم». «1»
و در جاى دیگر مى‏فرماید: « (وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِیزٌ* لا یَأْتِیهِ الْباطِلُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِیلٌ مِنْ حَكِیمٍ حَمِیدٍ)؛ این كتابى است قطعاً شكست‏ ناپذیر، هیچ گونه باطلى نه از پیش رو نه از پشت سر به سراغ آن نمى‏آید، چرا كه از سوى خداوند حكیم و حمید است».
آیا چنین كتابى كه خداوند حفظ آن را بر عهده گرفته، كسى مى‏تواند دست تحریف به سوى آن دراز كند؟!
از سوى دیگر قرآن كتاب متروك و فراموش شده‏اى نبود كه كسى بتواند چیزى از آن بكاهد یا چیزى بر آن بیفزاید.
كاتبان قرآن (كُتّاب وحى) كه تعداد آنها را از 14 نفر تا حدود 400 نفر نوشته‏اند، به محض این كه آیه‏اى نازل مى‏شد، ثبت و ضبط مى‏كردند.
صدها حافظ قرآن در عصر پیامبر (صلى الله علیه وآله) بودند كه به محض نزول آیات آن را حفظ مى‏كردند.
قرائت قرآن در آن زمان مهمترین عبادت آنها محسوب مى‏شد وشب و روز تلاوت و قرائت مى‏شد.
اضافه بر این قرآن قانون اساسى اسلام و آیین زندگى مسلمین بود و در تمام زندگى آنها حضور داشت.
عقل و خرد مى‏گوید چنین كتابى ممكن نیست مورد تحریف و كم و زیاد واقع شود.
روایات اسلامى كه از امامان معصوم (علیهم السلام) به ما رسیده نیز بر اصالت و تمامیّت و عدم تحریف قرآن تأكید مى‏كند.
امیرمؤمنان على (علیه السلام) در نهج‏البلاغه با صراحت مى‏فرماید:
«أنْزَلَ عَلَیْكُمُ الْكِتَابَ تِبْیَاناً لِكُلِّ شَىْ‏ء وَ عَمَّرَ فِیكُمْ نَبِیَّهُ أزْمَاناً حَتَّى أكْمَلَ لَهُ وَ لَكُمْ فِیمَا أنْزَلَ مِنْ كِتَاب، دِینَهُ الَّذِی رَضِىَ لِنَفْسِهِ‏
؛ خداوند قرآنى نازل كرده كه همه چیز را بیان مى‏كند، خداوند آن قدر به پیامبر (صلى الله علیه وآله) عمر داد كه دین خود را براى شما به وسیله قرآن كامل گرداند». «1»
در بسیارى از خطبه‏هاى نهج‏البلاغه سخن از قرآن به میان آمده، و در هیچ جا كمترین اشاره‏اى به تحریف قرآن نشده، بلكه كامل بودن قرآن را روشن مى‏سازد.
در حدیثى كه امام نهم، محمّد بن على التقى (علیه السلام) خطاب به یكى از یارانش پیرامون انحراف مردم از طریق حق سخن مى‏گوید، مى‏خوانیم:
«وَ كَانَ مِنْ نَبْذِهِمُ الْكِتَابَ أَنْ أقَامُوا حُرُوفَهُ وَ حَرَّفُوا حُدُودَهُ‏
؛ گروهى از مردم قرآن مجید را رها كرده‏اند، به این صورت كه عبارات‏ قرآن را برپا داشتند، امّا مفاهیم آن را تحریف نمودند
این حدیث و مانند آن نشان مى‏دهد كه الفاظ قرآن دست نخورده باقى مانده و تحریف در معانى آن واقع شده، كه گروهى مطابق میل نفسانى و منافع شخصى خود، آیات آن را برخلاف واقع تفسیر یا توجیه مى‏كنند.
و از این‏جا نكته مهمّى روشن مى‏شود كه اگر در بعضى از روایات سخن ازتحریف به میان آمده، منظور همان تحریف معنوى و تفسیر به رأى است نه تحریف در عبارات والفاظ.
از سوى دیگر در بسیارى از روایات معتبرى كه از امامان معصوم (علیهم السلام) به ما رسیده مى‏خوانیم: براى پى بردن به درستى یا نادرستى روایات، به خصوص هنگامى كه تضادّى در میان روایات مشاهده مى‏كنید، آنها را بر قرآن عرضه بدارید، آنچه موافق قرآن است صحیح است، به آن عمل كنید و آنچه مخالف قرآن است رها سازید
«اعرِضُوهُمَا عَلَى كِتَابِ اللهِ فَمَا وَافَقَ كِتَابَ اللهِ فَخُذُوهُ وَ مَا خَالَفَ كِتَابَ اللهِ فَرُدُّوهُ»
. این دلیل روشنى بر عدم تحریف قرآن است، چون در غیر این صورت مقیاس تشخیص حق از باطل نبود.
اضافه بر همه این‏ها حدیث معروف ثقلین كه در كتب اهل سنّت وشیعه به طور گسترده نقل شده است  مى‏گوید: پیغمبر اكرم (صلى الله علیه وآله) فرمود:
«إِنّی تَارِكٌ فِیكُمُ الثِّقْلَیْنِ كِتَابَ اللهِ وَ عِتْرَتی أَهْلَ بَیْتی مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا
من در میان شما دو چیز گرانمایه به یادگار گذاشتم، كتاب خدا و عترتم كه اگر به آنها تمسّك جویید هرگز گمراه نخواهید شد».
این حدیث پرمعنا به خوبى نشان مى‏دهد كه قرآن مجید و در كنار آن عترت پیامبر (صلى الله علیه وآله) پناهگاه بسیار مطمئنّى براى هدایت مردم تا دامنه قیامت است.
اگر قرآن دستخوش تحریف شده بود، چگونه مى‏توانست پناهگاهى مطمئن باشد و مردم را از هرگونه گمراهى رهایى بخشد.
آخرین سخن‏
آخرین سخن این كه یكى از گناهان كبیره در پیشگاه خداوند، متّهم ساختن دیگران به امورى است كه هرگز نگفته‏اند و انجام نداده‏اند.
ما در همه جا گفته‏ایم و مى‏گوییم كه هیچ كس از محقّقان وعلماى بزرگ شیعه- به شهادت كتابهایشان- قائل به تحریف قرآن نبوده و نیستند،معلوم نیست چه جوابى براى یوم المعاد فراهم ساخته‏اند كه هم تهمت مى‏زنند و هم قرآن مجید را بى‏اعتبار مى‏كنند.
اگر بهانه شما بعضى از روایات ضعیف است كه در بعضى از كتب ما آمده، این گونه روایات ضعیف در منابع حدیث و تفسیر شما نیز آمده كه قبلا به آن اشاره شد.
هیچ مذهبى بر پایه روایات ضعیف بنا نمى‏شود، و ما هرگز به خاطر كتاب «الفرقان فى تحریف القرآن» ابن الخطیب مصرى و آن روایات ضعیف كه درباره تحریف دارید، شما را متّهم به تحریف قرآن نمى‏كنیم و قرآن مجید را فداى تعصّب‏هاى مخرّب نخواهیم كرد.
این همه سخن از تحریف قرآن نگویید، به اسلام و مسلمین و قرآن ستم نكنید و به خاطر تعصّب‏هاى مذهبى از اعتبار قرآن مجید كه سرمایه اصلى مسلمین جهان است، با تكرار كلمه تحریف نكاهید، بهانه به دست دشمن ندهید، شما اگر مى‏خواهید از این طریق از شیعه و پیروان مكتب اهل‏بیت (علیهم السلام) انتقام بگیرید، بدانید ناآگاهانه اساس اسلام را متزلزل مى‏سازید، چرا كه مى‏گویید گروه عظیمى از مسلمین قائل به تحریف قرآن هستند، این ظلم عظیمى بر قرآن مجید است.
در پایان بار دیگر با صراحت مى‏گوییم هیچ كس از محقّقان شیعه و اهل سنّت قائل به تحریف قرآن نیستند و قرآنى را كه بر پیامبر اكرم (صلى الله علیه وآله) نازل شد، با آنچه امروز در دست مسلمین است كاملا یكى‏مى‏دانند، و بر طبق تصریح خود قرآن معتقدند، خداوند حفظ قرآن را از هر گونه تغییر و تحریف و زوال تضمین كرده است. ولى بعضى از ناآگاهان و بى‏خبران متعصّب از طرفین نسبت تحریف را به دیگرى مى‏دهند و متأسّفانه بر سر شاخ بن مى‏برند.خداوند همه آنها را هدایت فرماید.

برچسب ها: قرآن ، تحریف ، شده ، است ،
آخرین ویرایش: شنبه 16 فروردین 1393 04:47 ب.ظ

 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.