تبلیغات
قرآن - واقعه حجة الوداع چگونه بر حقانیت شیعه دلالت می كند؟ چنانچه اهل تسننی به مذهب شیعه توهین نماید چگونه باید جواب او را داد تا وحدت نیز حفظ شود؟

واقعه حجة الوداع چگونه بر حقانیت شیعه دلالت می كند؟ چنانچه اهل تسننی به مذهب شیعه توهین نماید چگونه باید جواب او را داد تا وحدت نیز حفظ شود؟

دوشنبه 13 مرداد 1393 12:31 ب.ظنویسنده : سهند سرداری

 
حفظ وحدت لازم است، ولی لازمه آن این نیست كه اجازه دهیم آنان هر چه می‏خواهند بگویند و ما سكوت كنیم؛ بلكه باید با زبانی منطقی و استدلالی آنان را به حقایق تشیع و حقانیت آن آگاه سازیم. برای این كار البته لازم است كه افراد مطالعات مناسبی داشته باشند.

درباره حقانیت شیعه كه اساسی‏ترین ركن برتری می‏باشد، در طول تاریخ صدها جلد كتاب پر حجم و عمیق توسط عالمان و فرزانگان نگاشته شده كه در غالب آنها استناد به معتبرترین منابع اهل سنت شده و هیچ جای گریزی برای مخالفین باقی نگذاشته است. برای روشن شدن این مطلب باید ابتدا توجه كرد كه اساسی‏ترین ركن اختلاف بین شیعه و دیگر مسلمانان چیست؟ آنچه در این باره می‏توان گفت این است كه: شیعه معتقد است پیامبر(ص) به امرالهی برای رهبری دینی و اجتماعی امت افراد معصوم و شایسته‏ای را نصب و معرفی نموده‏اند كه اولین آنها حضرت علی(ع) می‏باشد. بنابراین رهبر و پیشوای حقیقی امت پس از پیامبر(ص)، امامان اهل‏بیت(ع) می‏باشند. تنها یكی از ده‏ها دلیل متقن و معتبر شیعه در این باره حادثه غدیرخم در حجة‏الوداع است.
در رابطه با مسأله حجة الوداع و غدیر خم، عین واقعه را به نقل از ترجمه الغدیر (ج 1، ص 29 - 37) تقدیم می‏داریم. لازم است بدانید كه این واقعه و خطبه پیامبر اكرم(ص) در آن، مورد اجماع و اتفاق جمیع مسلمانان شیعه و سنی است و جایگاه ویژه‏ای در نصوص دینی و ادبیات و اشعار مسلمانان - اعم از عرب و غیر عرب - دارد. در متون اسلامی هیچ روایتی به اندازه این واقعه به حد فوق تواتر نرسیده است و احدی را یارای تردید در آن نیست. درمیان صحابه پیامبر(ص) 110 نفر و از تابعین 89 نفر آن را نقل كرده‏اند و طبقات راوی آن، به 360 نفر رسیده است. شاعران بسیاری نیز این جریان را به نظم آورده‏اند؛ ازجمله:
در قرن اول: امیرالمؤمنین(ع)، حسان بن ثابت انصاری، قیس بن سعد بن عباده انصاری، عمر و بن عاص بن وائل، محمد بن عبداللّه‏ حمیری.
در قرن دوم: كمیت بن زیاد، سید اسماعیل بن محمد حمیری، شعیان بن مصعب كوفی.
در قرن سوم: ابو تمام حبیب بن اوس طایی، دعبل بن علی بن رزین الخزاعی و در قرون بعد ده‏ها نفر دیگر.
از اهمیت این واقعه، همان بس كه علامه امینی یازده جلد كتاب ارزشمند «الغدیر» را درباره این حادثه به نگارش درآورده است.
اكنون این سؤال رخ می‏نماید كه اگر این واقعه در میان همه مسلمین، اجماعی و مورد اتفاق است، پس اختلاف در چیست؟ اساس اختلاف بر سر همان ماهیت و دلالت این واقعه است:
1ـ برادران اهل تسنن اظهار می‏دارند كه این حادثه عظیم تاریخی و سخنان و تأكیدات پیامبر اكرم(ص)، صرفا به معنای لزوم «محبت و دوستی» حضرت علی(ع) است، و هیچ دلالتی بر امامت و زمامداری و لزوم پیروی از ایشان ندارد. دلیل آنان نیز آن است كه «ولایت» چند معنا دارد و یكی از معانی آن «دوستی» است. بنابراین تا زمانی كه به این معنا قابل حمل است، نمی‏توان به معانی دیگر آن تمسّك جست.
2ـ دیدگاه شیعه این است كه ماهیت این حادثه و سخنان پیامبر اكرم(ص)، نصی صریح و قاطع بر امامت و پیشوایی حضرت علی(ع) است و قراین و شواهد حالی، مقالی و مقامی به گونه‏ای است كه هرگز نمی‏توان آن را تنها به دوستی و محبت تفسیر كرد. البته باید توجه داشته باشید كه شیعه ادله بی‏شمار دیگری از قرآن و عقل و سنت بر امامت آن حضرت در دست دارد و این مسأله یكی از آن ادله می‏باشد، نه تنها دلیل. در عین حال این رخداد، حجتیقاطع و خلل‏ناپذیر است و به هیچ روی نمی‏توان از آن دست برداشت. دلایل و قرائنی كه بر صحّت دیدگاه شیعه گواهی می‏دهد، عبارت است:
1ـ معنای ولایت: لغت شناسان و كتاب‏های برجسته و ممتاز لغت، كلمه ولایت را به معنای سرپرستی، عهده‏داری امور، سلطه، استیلا، رهبری و زمامداری معنا كرده‏اند. در این جا معنای این كلمه را با برخی از مشتقاتش فقط از كتاب‏های لغت اهل سنت برایتان نقل می‏كنیم:
- راغب اصفهانی می‏نویسد: «وِلایت؛ یعنی، یاری كردن. و وَلایت؛ یعنی، زمامداری و سرپرستی امور و گفته شده است كه ولایت و ولایت مانند دِلالت و دَلالت است و حقیقت آن «سرپرستی» است. ولی و مولی نیز در همین معنا به كار می‏رود»، (المفردات الراغب، ص 570).
- ابن اثیر می‏نویسد: «ولیّ؛ یعنی، یاور... و هر كس امری را بر عهده گیرد، «مولی و ولیّ آن است». سپس خودش می‏گوید: «و از همین قبیل است حدیث «من كنت مولاه فعلی مولاه»... و سخن عمر كه به علی(ع) گفت: «تو مولای هر مؤمنی شدی»؛ یعنی، «ولی مؤمنان گشتی»، (النهایة، لابن اثیر، ج 5، ص227).
- صاحب صحاح اللغة می‏نویسد: «... هر كس سرپرستی امور كسی را به عهده گیرد ولی او است»، (الصحاح فی لغة العرب، ج 6، ص 2528).
- صاحب مقاییس می‏نویسد: «.. هر كس زمام امر دیگری را به عهده گیرد «ولیّ او است»، (معجم مقاییس اللغة، ج 6، ص ص 141).
اكنون با این گفته‏های مصرّح ارباب لغت، چگونه می‏توان «من كنت مولاه فعلی مولاه» را به «دوستی» صرف معنا كرد و سرپرستی اجتماعی و زمامداری را از آن جدا ساخت؟! مگر نه این است كه «ابن اثیر» لغت‏شناس معروف عرب و سنی، خودش تصریح می‏كند كه كلمه «مولی» در روایت «من كنت مولاه فعلیّ مولاه» از زبان پیامبر(ص) و در گفتار عمر در همین معنا به كار رفته است؟
2ـ خطاب تند و قاطع الهی: آیا اگر حادثه غدیر صرفا برای اعلام دوستی حضرت علی(ع) بود، آن قدر اهمیت داشت كه خداوند به پیامبرش وحی كند، كه اگر آن را ابلاغ نكنی، رسالت الهی را انجام نداده‏ای؟ خداوند می‏فرماید: یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته واللّه‏ یعصمك من الناس ان اللّه‏ لایهدی القوم الكافرین ، (مائده، آیه 70). آیا این اخطار شدید اللحن به خوبی نشان نمی‏دهد كه مسألهبالاتر از این حرف‏ها است؟ البته محبت امیرالمؤمنین(ع) جایگاه بسیار بلندی دارد و یكی از نشانه‏های ایمان است؛ لیكن بحث در این است كه این خطبه بنا به دلایل ذكر شده، قطعا منحصر به «ولایت محبت» نیست.
3ـ دلداری خدایی: در آیه یاد شده، خداوند پیامبر را دلداری داده، می‏فرماید: در راستای اجرای این مأموریت، خداوند تو را در مقابل توطئه‏های مردم‏ محافظت می‏كند واللّه‏ یعصمك من الناس . آیااین مسأله‏نشان نمی‏دهد كه این مأموریت، مسأله مهمی بوده است كه پیامبر(ص) بیم آن داشته كه برخی بر اثر هواهای نفسانی به مقابله برخاسته و توطئه كنند؟ آیا فقط با اعلام دوستی حضرت علی(ع) جای چنین خوفی بود؟
4ـ گزینش مكان: آیا این كه پیامبر(ص) جحفه را - كه مكان جدا شدن و انشعاب مسافران است - انتخاب كردند، تا همگی قبل از انشعاب در سخنرانی آن حضرت حضور داشته باشند و نیز این كه پیامبر(ص)دستور دادند كسانی كه از آن مكان گذشته بودند برگردند، و صبر نمودند تا كسانی هم كه عقب مانده بودند، از راه برسند و... نشانه چیست؟
این كه دستور دادند كه شاهدان به غایبان اطلاع دهند و این «نبأ عظیم» را به گوش همگان برسانند، دلالت بر این ندارد كه مسأله، برای امت اسلامی فوق‏العاده مهم و حیاتی است؟ آیا عاقلانه است كه پیشوای بزرگ مسلمانان در آخرین سخنرانی برای جمعیت باشكوه حج‏گزاران و در آن گرمای سوزان، مسافران خسته و كوفته را گرد آورد و با این تأكیدات، با آنان سخن بگوید و تنها مقصودش این باشد كه بگوید: «علی را دوست داشته باشید»؟!
5ـ نزول آیه اكمال: این كه پس از اجرای این مأموریت، آیه نازل شد كه: الیوم اكملت لكم دینكم و رضیت لكم الاسلام دینا ، (مائده، آیه3). آیا دلالت بر این ندارد كه مسأله بالاتر از صرف محبت بوده و آیا فقط با دوستی حضرت علی(ع) - نه رهبری و پیشوایی آن حضرت - دین كامل شد و خداوند اسلام را پسندید؟
اگر مسأله فقط دوستی و مودّت بود، كه در این رابطه قبلاً آیه‏ای نازل شده و از این جهت نقصی در دین نبود؛ زیرا آیه قل لا اسألكم علیه اجرا الا المودة فی القربی ، (شوری، آیه 23) قبلاً نازل گشته بود. پس نتیجه می‏گیریم كه آیه اكمال، پیام دیگری را در بر دارد.
6ـ چرا پیامبر(ص) در آن حادثه، به مسائل اعتقادی استشهاد نموده و در كنار آنها مسأله ولایت را مطرح كردند؟
7ـ چرا پیامبر(ص) عترت را در كنار قرآن و به عنوان «ثقل اصغر» ذكر نمودند؟
8ـ چرا پیامبر(ص)فرمودند: قرآن و عترت از یكدیگر جدا نمی‏شوند و فرمودند: امت باید به هر دو چنگ زند؟ آیا صرف دوست داشتن قرآن كافی است یا باید از آن پیروی كرد و آن را امام و پیشوای خود دانست؟ وحدت سیاق نشان می‏دهد كه در مورد اهل بیت(ع) ، نیز باید همین‏گونه رفتار كرد و آنان را سرمشق، الگو و پیشوای عملی خود قرار داد.
9ـ چرا پیامبر(ص) به مسأله ایفای رسالت و سپس به «اولویت» خود بر مؤمنان انگشت می‏گذارد و بلافاصله مسأله ولایت را طرح می‏كند؟
10ـ چرا پیامبر(ص) مسأله ولایت را سه یا چهار بار تكرار می‏كند؟ این همه تأكید برای چیست؟
11ـ چرا پیامبر(ص) بعد از این حادثه فرمودند: «اللّه‏ اكبر» بر اكمال دین و اتمام نعمت و خشنودی خدا به رسالت من و ولایت علی «بعد از من»؟
نكته مهم در این جا این است كه اگر مقصود از «ولایت» محبت باشد دیگر قید «بعد از من»، زائد است.

برچسب ها: الوداع ، شیعه ، حق ،
آخرین ویرایش: شنبه 18 مرداد 1393 10:50 ق.ظ

 
شنبه 22 شهریور 1393 02:46 ب.ظ
عالی بود
امیدوارم همیشه موفق باشی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.